طلوع و غروب حیات

خرید بک لینک
در حالیکه با طلوع صبح خود را به خنکای صبحگاهی می سپارم

نمیدانم چرا این روزها زیاد به رفتن فکر می کنم !

احساس میکنم مزه ی گس مرگ را در کام خود احساس میکنم

چبزی شبیه یک خیال تلخ شبیه یک ترس مرموز از چگونه رفتن !

لرزشی را در وجودم لمس میکنم و در این واقعیت محض

خودم را معلق میان بودن و نبودن احساس میکنم و به کارهایی

که ناتمام مانده در این مسیر پرپیچ و خم به دست سرنوشت

می سپارم!

خدا را می ستایم که هنوز فرصت حیات بخشیده است و وجودم را

به او می سپارم تا در پیچ و خم این زندگی و وصل به سرای باقی

تنهایم نگذارد.

دلتنگ...

ما را در سایت دلتنگ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 141 تاريخ: پنجشنبه 11 بهمن 1397 ساعت: 15:45

صفحه بندی